
یکی از شبای زمستون بود
دقیق روزشو یادم نیست
ولی یادمه این اولین عکسی بود که کنار هم گرفتیم
سال ها بعد موقعی که تنها بودم هر وقت غروب میشد یاد اون روز ها می افتادم
ولی الان همه اون روز ها رو جبران کردیم
تمام روزهای تنهایی رو
خیلی دوست دارم
از طرف نازنین ترین پسر دنیا برای نازنین ترین دختر دنیا
داستان ما...ما را در سایت داستان ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 245